نمونه سناریو · خیاطی و تغییر سایز لباس
کت بابا،
شروع من
یک لباس قدیمی، یک مصاحبه مهم و داستانی که خدمت خیاطی را به یک شروع تازه وصل میکند
از شروع تا پایان
داستان را فریمبهفریم ببین
فریم 1شروع داستان

پدر: «فقط انگار هنوز یه کم باید توش بزرگ بشی!»
فریم 2دغدغه مشتری

پدر: «ببرش خیاط، اول ببین میشه اندازهت کرد.»
فریم 3بررسی راهحل

پسر: «فقط فرم خود کت عوض نشه؛ کت بابامه.»
فریم 4رفع نگرانی

پسر: «آره، این اندازه خوبه؛ زیادی تنگش نکنیم.»
فریم 5دیدن نتیجه

پسر: «نه… حالا دیگه میتونم بپوشمش!»
فریم 6پایان و دعوت به اقدام

گاهی پشت تغییر سایز یک لباس، یک شروع تازه است.
پشت خدمت تو چه داستانی هست؟
برای سناریوی کسبوکارت، «سناریو» رو به یک قدم جلوتر دایرکت کن.
حالا نوبت کسبوکار توست
پشت خدمت تو چه داستانی هست؟
برای نوشتن سناریویی متناسب با محصول، مخاطب و امکاناتت، از معرفی کسبوکارت شروع کن